أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
276
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
راه حج بيشتر حجاجى كه اين زمان به حج مىآمدند ، از راه مصر مىآمدند ، جايى كه حجاج اندلس و مغرب و افريقيه هم دريايى و خشكى به آنجا مىرسيدند . سپس حجاج ترك و قفقاز و بخارا و قرم و شمال روسيه و سيبرى و جزاير درياى مديترانه بودند كه از راه شام مىآمدند . در اين وقت به مصر مىرفتند تا با ديگر حجاج در قاهره اجتماع كنند . شمارى از آنان ، بعد از رمضان ، به سوئز مىرفتند تا با كشتى به جده بيايند . شمار زيادى هم به صعيد و از آن جا از راه خشكى يا از طريق نيل به قوص مىرفتند . بيست روز طول مىكشيد تا به عيذاب « 1 » يا قصير « 2 » در قسمت بالاى صعيد در ساحل درياى احمر برسند . در آنجا منتظر كشتى مىشدند تا آنان را به جدّه منتقل كند . اقامت آنان در ساحل آنجا يك ماه بود ، چنان كه ده روز طول مىكشيد تا به جدّه برسند . حجاج از كشتىهاى نااستوار استفاده مىكردند ، قايقهايى كه از حصير بودند و صاحبان آنها به حجاج ، زور مىگفتند و بيشتر از اندازه بر آنها سوار مىكردند و به همين دليل مواجه با خطرات دريايى بودند ، به طورى كه برخى از كشتىها غرق مىشد . منطقهء عيذاب و قصير در اختيار يك بدوى از اعراب بجاه و مندوب بود كه از سوى حكومت مصر گماشته شده بود . اين حاكمان وظيفهء گرفتن پول از حجاج را به نيابت از حاكمان مصر داشتند و درآمد حاصله را با آنان تقسيم مىكردند . عرب بجاه كار انتقال حجاج را از صحراى صعيد بر روى شترانشان و در دريا تا
--> ( 1 ) . بندرى در ساحل درياى سرخ در غرب آن در سواحل مصر . اين بندر در مسير قافلههايى از قوص - در منطقهء صعيدمصر - بود و حجاج به دلايلى آن را به خاطر اين كه مقابل جده بود ترجيح مىدادند . با بازگشايى بندر طور به دليل عظمت ديرينهاش ، عيذاب از اهميت افتاد و اين در اواخر قرن چهاردهم ميلادى ( قرن نهم هجرى ) بود . بنگريد : الملاحة و علوم البحار عند العرب ، ص 81 . ( 2 ) . بندر كوچكى در انتهاى راه قافلهها از قنا به مصر كه در دوران بطلمىها شهرت يافت و به نام ليكوس اليمن شهرت يافت . الملاحة و علوم البحار ، ص 79 .